آسیب شناسی سیاسی و
اجتماعی ایران«مدنیت و نامدنیت سیاسی»پس از جماعت های اولیه،هر جامعه انسانی در اساس،به علت تکامل تقسیم کار اجتماعی به قشرها و طبقاتی تفکیک شد که به علت جایگاه متفاوت در عرصا اقتصادی و نیز سلسله مراتب اجتماعی از منافع و مصالح متمایزی برخوردار شدند.منافع و مصالحه ای که در عرصه سیاست نیز بازتابهای خود را می یافت.تفاوت جامعه توسعه یافته با جوامع عقب مانده در عدم توانایی برای ایجاد یک فضای مشترک برای پیگیری اهداف و منافع قشرها و طبقات در عین تضرر مصلحت عمومی یا دگرسانی و طرد دیگری است.در هرجامعه مدنیت سیاسی بیان کننده وضعی است که در آن،در عین پیگیری منافع و مصالح متفاوت گروهها،قشرها،طبقات،مردم و حکومت، فعالیت سیاسی از سوی آنان با شناسایی و حمایت از مصلحت عمومی و ملی پیش برده میشود.به سخن دیگر در وضعیت مدنیت سیاسی،هر فرد یا نیروهای سیاسی میکوشد،تعریف و تبیینی تز منافع و مصالح ویژه خود ارائه دهد که با منافع و مصالح افراد و نیروهای هرچه بیشتر جامعه سازگارب یابد و مصالح سیاسی خود را به گونه ای پیش ببرد که برآورنده مصلحت عمومی و ملی باشد.درواقع جامعه ای دارای مدنیت است که درآن مصالح شخصی فرد یا گروه بر زمینه مصلحت عمومی هویت می یابد.به سخن هگل؛ کشوری سامان درست دارد و به خودی خود نیرومند است که سود خصوصی شهروندانش با غایات کلی آن کشور یگانه شود.این مساله مشمول سیاست،اقتصاد و ستیر شیون هر جامعه میشود.که در اینجا بحث ما سیاست است.برای رسیدن به این مهم،اولا فرد باید از حق تعیین سرنوشت سیاسی خود برخوردار باشد و ثانیا در حوزه عمومی مستقل(جامعه مدنی)فعالیت کند.با این دو شرط به هم پیوسته،فرد با برخورداری از حق تعیین سرنوشت،به واسطه مشارکت خودانگیخته و آزادانه اش هویت اجتماعی...
ما را در سایت اجتماعی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:19